سفارش تبلیغ
صبا

سلام آقا!
دیروز رفته بودم نمایشگاهی که بسیج چند روزی است به مناسبت یادواره شهدای دانشگاه،برپا کرده.سالگرد شهادت شهید خرازی بود دیروز. رسانه ها و مطبوعات و اینترنت که سرشان گرم است فعلا، به ماجرای فرار جزایری و عقب ماندن تیم استقلال از نمی دانم کدام دوره بازی ها، اما آنجا هم نشانی نبود از شهید خرازی! دلم گرفته بود، گرفته تر شد بعد از خواندن دفتر نظرات نمایشگاه...
- نمایشگاه خوبی بود.دستتان درد نکند.
- اجرتون با امام و شهدا.
- خسته نباشید ولی اصلا خوب نیست.
- دمتون گرم.خیلی حال داد.این پذیرایی که می گن می کنید کجاست؟
- نقص زیاد داشت ولی خوشمان آمد.
- موطن آدمی را هیچ نقشه ای نشانی نیست.موطن آدمی تنها در قلب کسانی است که دوستش می دارند.
- اگه انگیزه سیاسی ندارید خدا قوت.
- این نمایشگاه فقط حیف و میل کردن بیت المال است.دیگر هیچ کس به فکر شهدا نیست.فقط پله ای است برای بعضی از مقام های بزرگ منصبی تا خود را به بالا برسانند.
- به نظر شما تجدید خاطره ها درست است یا حماسه ای برای ساختن خاطره ای جدید؟ حماسه ای که بوی عشقش رنگ دیگری به خود بگیرد...
- اگه جای چایی نسکافه می دادید بهتر بود.
- آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
- فکر کردی.آمریکا هر کاری بخواد می تونه بکنه.
- حاجی نخودا تموم شده...چه کار کنیم؟
- قنداتون مثل پیتزا کش می اومد.
- من می دونم این را کی نوشته، همکلاسی خودمونه.حالش را می گیرم.خیالتون جمع.
- ممنون از زحمات خانم ها.
- نمایشگاهتان بسیار خوب است فقط اگر می شد کبوترهاش را بیشتر کنید بهتر بود! قندهایتان هم کمی مانند برادران بسیجی مقاوم و نستوه می باشد لطفا از قندهای سوسول رفاه زده بی درد استفاده کنید! در پایان به همه بر و بچ بسیجی که خیلی با حال هستند خسته نباشید عرض و طول می کنم و امیدوارم که همه تان از خواهر و برادر آغبط ! به خیر شوید و از این حرفا.
- ان شاء الله کربلا ببینمتان.
- آدم بیکار تو این دنیا زیاد پیدا می شه ...نه؟
- خاک بر سر هر کی جمله بالایی را نوشته.اتفاقا خیلی نمایشگاه قشنگی بود.
- خاک بر سر خودت.این صفحه دیگه جا نداره، بیا صفحه بعد تا حالت را بگیرم.
- [صفحه بعد] بی تربیت بی فرهنگ، درست محبت کن!
- خدا خیرتون بده که لااقل کارتون های یخچال های جدید خوابگاه را به یه دردی زدید.(شوخی کردم ها...به دل نگیرید)
- با عرض سلام. عالی بود. بچه ها دستتون درد نکنه.من خودم شاهد زحماتتون بودم.ولی باید بگم که خیلی بی کارید.
- زحمات زیادی کشیده بودید و به اطلاعات ناچیز ما افزودید.ان شاء الله شهیدان پشت و پناهتان باشند. (فارغ التحصیل هستم البته)
- تو غلط کردی که فارغ التحصیل هستی. تویی که هیچ وقت نتونستی حرف دلت را بزنی.
- دانشجویان جوان، مراقب نفس خود باشید.(از گفته های حجه الاسلام وحیدی)
- هه هه هه ... قلمراد داره گریه می کنه!
- فضای نمایشگاه گرد و خاک دارد و مرا دوباره یاد عالم نور انداخت.
- مگه بیکارید؟ یک اردوی حسابی بذارید.حیف این همه بودجه که حیف و میل می شه.
- اجرتون با امام و شهدا.دست مریضاد[!]
- مثل غروب بود؛ دلگیر و زیبا و دلنشین. مثل غروب جمعه وقتی که انگار همه دلها می شکند اما بوی فرج و ظهور آدمی را غرق امید می کند.


یکی از غروبهای دانشگاه ما!

- شهدا ، ما را رها کنید از این رنج بی حساب.
- اجرکم عند الله.
- ...
می دانید آقا،خیلی بدم می آید از اینکه محصور کرده ایم خودمان را در چند تا یادواره و بزرگداشت و دلمان را خوش کرده ایم به نمایشگاه های تکراری و یک شکل با همان دیوار های کاهگلی و درب سوخته،با همان سنگر های مصنوعی و چفیه های اتو کشیده،با همان عکس ها و نوشته های کلیشه ای...
آقا، نه اینکه ما -بچه مذهبی ها- ندانیم شهدا بیشتر از این ها به گردنمان حق دارند ها...نه، اما بین خودمان بماند: تنبل شده ایم...تنبل!



پنج شنبه 85 اسفند 10 ساعت 1:21 صبح | محب شما: ایمانه | یادگاری