سفارش تبلیغ
صبا

سلام آقا.
عصر جمعه‌‌تان به خیر! راستش ما که به خیر گذراندیم جمعه‌مان را و هیچ غممان هم نبود و یادمان بود یا نبود که «بَقیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُم»، فرقی نداشت، چون «إن کُنتُم مُؤمنین‏» نبودیم!
به ما که خوش گذشت و خدا کند به شما هم خوش گذشته باشد. خدا کند آن سیصد و سیزده نفر طی کرده‌ باشند راه‌های پر پیچ و خم لیاقت را و رسیده‌ باشند«مِن أَقصا المَدینَة»، هر چند من و امثال من، هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم... خدا کند این آخرین جمعه‌ای باشد که غروبش دل آدم را می‌فشرد، آن‌قدر می‌فشرد که تنگ می‌شود...تنگ تنگ. خدا کند «ربِّ أرنی»هامان رسیده باشد به عرش اعلا و خدا نکند که در جواب دعایمان گفته باشید:« لَن تَرانی» که «لا اُخبرنا بِفضلکَ عنکَ»...

می‌دانید آقا، از وقتی جلسات هفتگی دفترمان شروع شده است تازه دارم می‌فهمم که چقدر شناخت و بینشم نسبت به مسئله‌ی‌ غیبت و ظهور شما، سطحی و کم‌عمق بوده است. تازه دارد دستگیرم می‌شود که چرا هنوز – با این همه ادعا- نتوانسته‌ایم شما را از چاه غیبت بیرون بکشیم.تازه دارم می‌فهمم کجای تاریخ ایستاده‌ایم و چه کسانی که از قرن‌ها پیش به امید ما ننشسته‌اند! تازه دارم می‌فهمم چقدر غافلم، چقدر ظالمم، چقدر در حقّ شما کوتاهی کرده‌ام و چگونه باید جبران کنم این همه را؟!

انصافاً تا به حال چنین جلسه‌ی بکر و پرباری در حیطه‌ی مسائل مهدوی نگذرانده بودم. خبرش را که دارید؟ چند هفته‌ای هست به همت گروهی که تازگی تشکیل شده‌اند و من نیز توفیق پیوستن به جمعشان را داشته‌ام، شنبه شب‌ها جلساتی داریم با موضوع «بازخوانی نهضت انتظار و فرآیند تحقق اهداف اسلامی». محوریت مبحثمان در واقع کنکاش و بررسی «فرآیند تحقق اهداف اسلامی» است که چند وقتی هست از سوی مقام رهبری روی آن تأکید ویژه‌ای می‌شود و مبحث «نهضت انتظار» را به عنوان خواستگاه و ریشه‌ی این موضوع بررسی می‌کنیم. در واقع از مبحث انتظار شروع کرده‌ایم تا برسیم به موضوع اصلی.

در مبحث نهضت انتظار، استاد با استناد به آیات و روایات و منقولات تاریخی در صدد اثبات این مطلب است که اصلی‌ترین مسأله‌ی اجتماعی بشر و همچنین اصلی‌ترین مسئله‌ی اجتماعی دین از ابتدای تاریخ حیات بشر چیزی جز حکومت دین بر کره‌ی ارض به شکل بلامنازع نبوده است. در سیر بحث این نکته به خوبی مشخص شد که نهضت انتظار نه یک مسئله‌ی مربوط به عصر غیبت، که نهضتی است دیرین؛ یعنی از ابتدای تشکیل جامعه‌ی بشری- از آن زمان که بشر بر روی کره‌ی زمین زندگی را شروع کرد- این نهضت نیز شروع شد.
روایاتی که در این سیر بررسی کردیم واقعاً برایم عجیب بود. همیشه وقتی نسبت انبیاء را با شما در نظر می‌گرفتم یک رابطه‌ی صرفاً عاطفی به نظرم می‌رسید اما تازه دارم متوجه می‌شوم که انتظار در سیره‌ی انبیاء به مراتب جدی‌تر از آن‌چه تصورمش را داشتم، مطرح بوده است. انتظار برای دولت فراگیر و پایدار الهی از یک سو، و از سوی دیگر تلاش همه‌ جانبه برای تحقق آن، مسئله‌ای بوده که در رسالت تک‌تک انبیاء ‌بروز و ظهور داشته است و تاریخ چه خوب شاهد این ادعاست.

بعد از انبیاء، نوبت به بررسی تحلیلی تاریخ زندگی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) رسید و این‌که ایشان چگونه نهضت مستمرّ انتظار را در عصر خود رهبری کردند و پیش بردند. استاد در این مبحث روی این نکته تمرکز کردند که در عصر ایشان، مسئله‌ی جدیدی مطرح شد با عنوان «فرهنگ انتظار»؛ به این معنا که پیامبر(صلی الله علیه و آله)  انتظار را به طور اخص به سمت شما و قیام و حکومت جهانیتان گرایش دادند.
بعد از تحلیل تاریخی زندگی پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز زندگی اجداد مطهرتان را از این زاویه مورد بررسی قرار دادیم و من چقدر برای خودم متأسف شدم که تا این اندازه از تاریخ مبارزاتی ایشان بی‌خبر بوده‌ام.
مثلاً من همیشه فکر می‌کردم امام سجاد (علیه السلام) به علت خفقان شدید زمانه‌شان در شرایطی بوده‌اند که جز حرکت اخلاقی و معنوی کاری از دستشان بر نمی‌‌آمد اما در طول این جلسات، وقتی تاریخ زندگی ایشان را کنکاش می‌کردیم، تازه متوجه حرکت سیاسی و مبارزاتی امام شدم.فعالیت‌هایی که اگرچه - به اصطلاح- زیرپوستی و مخفیانه بود اما همان، باعث فروریختن بنیان دولت بنی امیه شد.

درباره‌ی امام صادق(علیه اسلام) نیز مثل خیلی‌ها، تصورم این بود که امام به کار علمی مشغول بودند و لااقل در ظاهر حرکتی سیاسی نداشته‌اند اما با روایات و تارخ مسلمی رو به رو شدم که نشان می‌داد در عصر امام صادق(علیه السلام)، شیعه به چنان سازمان منسجم و قدرتمندی رسیده بود که زمانی تا پس‌گیری حکومت از سوی امام و یارانش نمانده بود و این جریان به قدری قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید که حتی برخی از شیعیان به تصور این‌که دولت به دستشان خواهد افتاد از دادن مالیات‌های معمول به حکومت وقت، طفره می رفتند! هر چند سرانجام این قیام قریب‌الوقوع به علت افشای راز از سوی بعضی یاران امام، فاش شد و فرصت طلایی برای بازپس‌گیری حکومت علویان از دست رفت.

بررسی‌ها به خوبی مشخص می‌کرد که این نهضت پویا و فعال در زندگی‌ تک‌تک ائمه(علیهم السلام) وجود داشته است؛ حتی در نزدگی امامانی که از سوی خلفای جور در زندان یا تبعید به سر می‌بردند.
روی هم رفته آن‌چه تا کنون بررسی کرده‌ایم چهار مسئله‌ی مهم بوده است:
1)
صف‌بندی تارخی حق و باطل و تقابل تاریخی میان این دو جریان از ابتدای تاریخ بشر تا کنون.
2)   رشدیابندگی فزاینده‌ی کمی و کیفی در نهضت دینی.
3)    وحدت و پیوستگی رهبری دینی در تمام تاریخ.
و 4) غایت‌گرائی سیاسی دین.

تازگی رسیده‌ایم به بررسی عصر غیبت که به عبارتی شروع «عصر مرجعیت» هم حساب می‌شود. برای بررسی نهضت انتظار در این عصر لاجرم باید به مبحث فقها پرداخته می‌شد و این چنین هم شد. استاد بعد از این‌که بر روی دو مفهوم « فقه پویا» و «فقه سنتی» و تقابلی که در میان طرفداران هر کدام درگرفته است، مطالب خوبی ارائه کرد؛ مفهوم سومی را مطرح نمود به نام «فقه عملی». استاد معتقد است این فقه در مقابل «فقه مکتوب» است و می‌توان آن را «فقه مکتوم و مستور در سینه‌ی علما» نیز نامید. به اعتقاد استاد، فقه حقیقی، فقهی است که شامل فقه مکتوب و فقه مکتوم می‌شود و این فقه غنی ، پرقدرت و پیشتازی است که دو شاهکار مهم آن را در عصر حاضر مشاهده می‌کنیم: یکی «انقلاب اسلامی» و دیگری «تأسیسی نظام اسلامی».

در طی بحث، این نکته را فهمیدم که هدف فقه پیشتاز، تمکن سازی برای مؤمنین از طریق تشکیل دولت حق در عصر غیبت است تا به کمک همان دولت، هدف والاتر خودش - یعنی متمکن سازی زمینه‌های ظهور- را به تحقق برساند. به تعبیر دیگر از سویی، فقه پیشتاز راهنمای مسیر نهضت انتظار در عصر غیبت است و از سوی دیگر نهضت انتظار، تبیین کننده‌ی آن فقه حقیقی و پیشتاز به شمار می‌رود. به همین جهت نهضت انتظار، در واقع همان هویت و ریشه‌ی تاریخی ماست که می تواند مفسر انقلاب اسلامی‌ و معنا کننده‌ی هویت اصلی‌مان باشد.

اگرچه این مبحث هنوز کامل نشده است اما بعد از اتمام آن و با فهم مطالب قبلی تازه خواهیم توانست به سراغ تئوری مقام معظم رهبری در موضوع تحقق اهداف اسلامی بشویم. این‌که وظیفه‌ی ما به عنوان منتظر چیست و در مسیر این نهضت دیرین، چه مسئولیتی به گردن داریم. راستش را بخواهید آقا تازه دارد مبحث وظایف منتظرین برایم جا می‌افتد؛ با این‌که این مبحث را بارها خوانده یا شنیده‌ام! هر چند ندانستن، بهتر از آن است که بدانی و عمل نکنی...
آقا! می‌خواهم بدانم و عمل کنم... کمکم می‌کنید؟!



جمعه 86 آذر 9 ساعت 5:10 عصر | محب شما: ایمانه | یادگاری